شهمردان بن أبى الخير رازى
102
روضة المنجمين ( فارسى )
تشريق و تغريب و وقت احتراق : بذان [ كى ] آن ستاره كه [ از ] پيش طلوع آفتاب برآيذ مشرّق باشذ و چون [ از ] پس غروب آفتاب فرو روذ مغرّب باشذ و احتراق ستارگان علوى در ميان استقامت بوذ [ ب ] تقريب و مقابله در ميان روزگار رجوعت ، و زهره و عطارد را احتراق در ميانه روزها [ ى ] استقامت و رجوعت بوذ بتقريب . فزونى و نقصانى روز : چون آفتاب باوّل نقطه حمل آيذ « 1 » روز و شب راست بوذ هريك دوازده ساعت اندر همه عالم ، چه شمس بر دايره معدل النهار سير مىكنذ پس هر روز آن دور كه كنذ از نقطهء بوذ زبر آن چنانك دو روز از يكى جاى برنتابذ و روز « 2 » فزونى همىگيرذ از جهت دراز گشتن روز تا باوّل سرطان [ « 3 » رسذ و اين غايت درازى روز بوذ . آنگاه هم برين گونه و هم برين مقدار كى فزونى پذيرفته است روى در نقصان نهد تا باوّل ميزان رسيذن پس همچنان بوذ كى باوّل حمل روز و شب راست و روز همچندان ازينجا چنانك در اول حمل فزونى پذيرفت و داير مهتر شذ خلاف آن بنقصان گرايذ و داير همىكاهذ تا رز ازين جهت كوتاه همىشوذ و شب دراز تا باوّل جدى رسيذن پس روز اوّل جدى با شب اوّل سرطان راست بوذ در كوتاهى و از اوّل جدى چنانك از ميزان نقصان گرفته بوذ فزونى گيرذ تا باوّل حمل رسيذن و هر سال بيك نقطه دو بار برسذ يكى در فزونى و يكى در نقصان و همواره برين جمله بوذ و اول حمل و ميزان را نقطهاى اعتدال خوانند و اول سرطان و جدى را نقطهاى انقلاب گوينذ يكى تابستانى و دوّم زمستانى . منازل قمر : اندازه رفتن « 4 » ماه بفلك خويش در دوازده برج ، بر بيست و هشت منزل نهاذهاند هر برجى را دو منزل و ثلثى و هريك را ازين منازل نامى مفرد است و هندوان برين اعتماد كنند و حكمها ( ء ) مطلق رانند و اما ابتدا [ ى ] منازل شرطين است كه بر اول حمل باشذ و ما نامشان و بخشش در برجها و جايگاه و عدد و صورت نهاذشان و مزاج و جوهر و طبع و جهت از شمال و جنوب و وقت طلوع هريك اندر ماهها [ ى ] رومى در سال هزار و تيرست و
--> ( 1 ) . نسخهء توبينگن و تهرانى و ملك : « رسذ » ( 2 ) . در نسخهء اساس بعد از « روز » ، « قمر » آمده و زائد است . ( 3 ) . از اينجا تا جدول صفحه بعد از نسخه اساس ساقط است . ( 4 ) . نسخهء تهرانى : « گرفتن »